سفارش تبلیغ
صبا
دارالقران الکریم جرقویه علیا
[ و گفته‏اند که در روزگار خلافت عمر بن خطاب از زیور کعبه و فراوانى آن نزد وى سخن رفت ، گروهى گفتند اگر آن را به فروش رسانى و به بهایش سپاه مسلمانان را آماده گردانى ثوابش بیشتر است . کعبه را چه نیاز به زیور است ؟ عمر قصد چنین کار کرد و از امیر المؤمنین پرسید ، فرمود : ] [ قرآن بر پیامبر ( ص ) نازل گردید و مالها چهار قسم بود : مالهاى مسلمانان که آن را به سهم هر یک میان میراث بران قسمت نمود . و غنیمت جنگى که آن را بر مستحقانش توزیع فرمود . و خمس که آن را در جایى که باید نهاد . و صدقات که خدا آن را در مصرفهاى معین قرار داد . در آن روز کعبه زیور داشت و خدا آن را بدان حال که بود گذاشت . آن را از روى فراموشى رها ننمود و جایش بر خدا پوشیده نبود . تو نیز آن را در جایى بنه که خدا و پیامبر او مقرر فرمود . [ عمر گفت اگر تو نبودى رسوا مى‏شدیم و زیور را به حال خود گذارد . ] [نهج البلاغه]

تفسیر سوره زلزال  جزء سی ام قران شماره99
این سوره عمدة بر سه محور دور مى زند:
 
نخست از ((اشراط الساعة )) و نشانه هاى وقوع قیامت بحث مى کند،
و در دنبال آن سخن از شهادت زمین به تمام اعمال آدمى آمده است .
در بخش سوم از تقسیم مردم به دو گروه نیکوکار و بدکار و رسیدن هر کس به اعمال خود سخن مى گوید.
 

در فضیلت این سوره تعبیرات مهمى در روایات اسلامى آمده ، از جمله در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى خوانیم : من قراءها فکانما قراء البقرة و اعطى من الاجر کمن قراء ربع القرآن :
((هر کس ‍ آن را تلاوت کند گوئى سوره بقره را قرائت
کرده ، و پاداش او به اندازه کسى است که
یک چهارم قرآن را تلاوت کرده باشد
فضیلت سوره زلزال
• در حدیثی از آمده‌است:
“هرکس آن را تلاوت کند گویی سوره را قرائت کرده، و پاداش او به اندازه کسی است که یک چهارم را تلاوت کرده باشد.”
• و در حدیثی از روایت شده:
“هرگز از تلاوت سوره «اذا زلزلت الارض» خسته نشوید، چرا که هرکس آن را در نمازهای نافله  بخواندهرگز به زلزله  گرفتار نمی‌شود در این سوره سخن از قیامت و زنده شدن مردم برای حساب، و اشاره به بعضی از علامتهایش رفته، که یکی زلزله زمین، و یکی دیگر سخن گفتن آن از حوادثی است که در آن رخ داده. و این سوره هم می‏تواند مکی باشد و هم مدنی.
اذا زلزلت الارض زلزالها کلمه زلزال مانند کلمه زلزلة مصدر و به معنای نوسان و تکان خوردن پی در پی است، و اینکه این مصدر را به ضمیر زمین اضافه کرد، و فرمود زمین زلزله‏اش را سر می‏دهد به ما می‏فهماند که زمین زلزله‏ای خاص به خود دارد، و این می‏رساند که زلزله مذکور امری عظیم و مهم است، زلزله‏ای است که در شدت و هراسناکی به نهایت رسیده است.
و اخرجت الارض اثقالها کلمه اثقال جمع کلمه ثقل - به فتحه ثاء و فتحه قاف - است، که به معنای متاع و کالا و یاخصوص متاع مسافرین است. و با آن نمی‌میرد، و به صاعقه و آفتی از آفات دنیا تاهنگام مرگ گرفتار نخواهد شد. ممکن هم هست جمع کلمه ثقل - به کسره ثاء و سکون قاف - باشد که به معنای حمل باشد، به هر حال چه آن باشد و چه این، مراد از اثقال زمین که در قیامت زمین آنها را بیرون می‏ریزد - به طوری که دیگران هم گفته‏اند - مردگان و یا گنجها و معادنی است که در شکم خود داشته.و ممکن هم هست منظور همه اینها باشد، که البته برای هر سه قول قائلینی هست، و اولین قول به نظر نزدیک‏ترین قول است، و از آن گذشته قول سوم است که اشاره دارد بر اینکه خارج شدن برای حساب است، و جمله یومئذ یصدر الناس اشاره دارد به اینکه بعد از بیرون شدن، به سوی جزا روانه می‏شوند.
و قال الانسان مالها یعنی انسانها بعد از بیرون شدن از خاک در حال دهشت‏زدگی و تعجب از آن زلزله شدید و هول انگیز می‏گویند: ماالارض زمین را چه می‏شود که این طور متزلزل است؟! بعضی از مفسرین گفته‏اند: منظور از انسان تنها کفار هستند، نه آنهایی که در دنیا به مساله معاد و رستاخیز ایمان داشتند. بعضی دیـــگر سخنانی دیگر گفته‏اند که به زودی
ان شاء الله م یومئذ تحدث اخبارها بان ربک اوحی لها آنگاه زمین به اعمالی که بنی آدم کردند شهادت می‏دهد، همانطور که اعضای بدن خود انسانها و نویسندگان اعمالش یعنی ملائکه رقیب و عتید و نیز شاهدان اعمال که از جنس بشر و یا غیر بشرند همه بر اعمال بنی آدم شهادت می‏دهند.
و در جمله بان ربک اوحی لها حرف لام به معنای الی - به سوی است، چون مصدر ایحاء که فعل أوحی مشتق از آن است با حرف الی متعدی می‏شود، و معنای جمله این است که: زمین به سبب اینکه پروردگار تو به آن وحی کرده و فرمان داده تا سخن بگوید از اخبار حوادثی که در آن رخ داده سخن می‏گوید، پس معلوم می‏شود زمین هم برای خود شعوری دارد، و هر عملی که در آن واقع می‏شود می‏فهمد، و خیر و شرش را تشخیص می‏دهد، و آن را ی‏آید. برای روز ادای شهادت تحمل می‏کند، تا روزی که به او اذن داده شود، یعنی روز قیامت شهادت خود را ادا کرده، اخبار حوادث واقعه در آن را بدهد.
و در تفسیر آیه و ان من شی‏ء الا یسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم، و نیز در تفسیر آیه قالوا انطقنا الله الذی انطق کل شی‏ء گذشت، که از کلام خدای سبحان به دست می‏آید که حیات و شعور در تمامی موجودات جاری است، هر چند که ما از نحوه حیات آنها بی‏خبر باشیم.
در بین مفسرین اختلاف شدیدی به راه افتاده در اینکه معنای خبر دادن زمین به وسیله وحی از حوادثی که در آن واقع شده چیست؟ آیا خدای تعالی زمین مرده را زنده می‏کند، و به آن شعور می‏دهد تا از حوادث خبر دهد؟ و یا اینکه صوتی در روی زمین خلق می‏کند تا آن صوت خبر دهد و یا آنکه زمین به زبان حال دلالت می‏کند بر اینکه بر پشت آن  چه حوادثی رخ داده؟ لیکن بعد از آنکه بیان ما را شنیدی هیج جایی برای این اختلاف نیست، علاوه بر این با هیچ یک از این وجوه و هیچ یک از اقسام شهادت که در این وجوه آمده حجت تمام نمی‏شود. یومئذ یصدر الناس اشتاتا لیروا اعمالهم کلمه صدور که فعل یصدر از آن مشتق شده به معنای برگشتن شتر از لب آب بعد از رفتنش بدانجا است.
و کلمه أشتات مانند کلمه شتی جمع شتیت است، که به معنای متفرق است.
و آیه شریفه جواب دوم است برای کلمه اذا، بعد از جواب اول یعنی آیه یومئذ تحدث اخبارها.
و مراد از صادر شدن مردم در قیامت با حالت تفرقه، برگشتن آنان از موقف حساب به سوی منزلهاشان که یا بهشت است و یا آتش می‏باشد، در آن روز اهل سعادت و رستگاری از اهل شقاوت و هلاکت متمایز می‏شوند، تا اعمال خود را ببینند، جزای اعمالشان را نشانشان دهند، آن هم نه از دور، بلکه داخل در آن جزایشان کنند، و یا به اینکه خود اعمالشان را بنا بر تجسم اعمال به ایشان نشان دهند.
و بعضی از مفسرین گفته‏اند: مراد از صدور مردم، بیرون شدنشان از قبور به سوی موقف حساب است، و منظور از متفرق بودنشان، متمایز بودن آنان از نظر سیما است، بعضی با روی سفید، و برخی با روی سیاه بیرون می‏آیند، بعضی با حالت امنیت، برخی با حالت فزع، و همچنین تمایزهای دیگر که از جزای اعمالشان و نتیجه حسابشان خبر می‏دهد، و تعبیر از آگهی از جزا با واژه رؤیت، و تعبیر از اعلام به نتیجه حساب با واژه ارائه نظیر تعبیری است که در آیه یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا و ما عملت من سوء، ولی وجه اول هم به ذهن نزدیک‏تر و هم روشن‏تر است
. إِذَا زُلْزِلَتِ الاَرْض زِلْزَالهََا(1) وَ أَخْرَجَتِ الاَرْض أَثْقَالَهَا(2(

همه این سوره راجع به رستاخیز است و بیان حال و هول آن !آن روز که کوهها ی پا بر جا از بیخ برکنده شوند و چون پشم زده در هوا پراکنده گردند !لرزه در زمین افکنند و خاک فرا جنبش آرند .ماه از گردش بیفتد و آفتاب از فلک جدا شود .دریا به جوش آید و آب را آتش گرداند .اسمان فرو گشایند .گرد از جهان برخیزد.از هوا فرشته آیدو از خاک مرده برآید.همه را در یم عرصه گرد آورند و همه را جزای کار دهند .مومنان را احسان و غفران و کافران را غل و زقوم و قطران!این است که فرمود :

فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ(7) وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شرًّا یَرَهُ(8)

فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ(7) وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شرًّا یَرَهُ(8)

 

ای مسکین لختی بیاندیش تا چه کرده ای ؟چه ساخته ای ؟روز جزا آنچه از کردار و گفتار کرده و گفته ای ذره ای فرو نگذارند!

و همه را به حساب آرند !و سزای آن به تمامی بدهند .آن روز فریاد و ناله ستم کاران بر آید و خروش ستم دیدگان سر اید ,توانایان اسیر ناتوانان شوند , بی نوایان بر توانگران امیر شوند , نیکوکاران خندان و شادان! و بدکاران گریان و سوزان نه کس را زهره حمایت و نه کس را امکان عنایت باشد .

هر که را توفیق رفیق و سعادت مساعد باشد
از همه وعظ قرآن همین آیت او را بس ! روز حساب مرد دانا چون بدانست که در آن جهان از ذره تاخر وار از نقیر تا قطمیر به حساب می رسند و هیچ فرو گذار نکنند !

پس دست به دامن پاکی و ورع زند و در معاملت گزاف کاری نکند و همه را پیش خود حساب کند تا خود با ایمان بماند و مردم هم از قصد جنایت وی در امان باشند و او با اسلام بماند تا مردم از او بسلامت باشند .

که گفته اند : مسلمان کسی است که مردم از دست و زبان او ایمن باشند . و پیغمبر فرمود :مومن کسی است که جان و مال مردم از او در امان باشد .
ن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره
کلمه مثقال به معنای هر وسیله‏ای است که با آن وزنها را می‏سنجند، و کلمه ذره به معنای آن دانه‏های ریز غبار است، که در شعاع آفتاب دیده می‏شود، البته این کلمه به معنای مورچه‏های ریز نیز می‏آید.
آیه مورد بحث به دلیل اینکه حرف فاء بر سر دارد تفریع و نتیجه‏گیری از آیه قبلی است، که سخن از ارائه اعمال بندگان داشت، و همان بیان را تاکید نموده می‏فهماند که از
کلیت ارائه اعمال هیچ عملی نه خیر و نه شر نه کوچک و نه بزرگ حتی به سنگینی ذره استثناء نمی‏شود، و نیز حال هر یک از صاحبان عمل خیر و عمل شر را در یک جمله مستقل بیان نموده، جمله را به عنوان یک ضابطه و قاعده کلی (که مورد هیچ خصوصیتی ندارد) ذکر می‏فرماید.
در اینجا این سؤال به ذهن می‏رسد که در آیات شریفه قرآن آیاتی هست که با این ضابطه کلی سازگار نیست، از آن جمله آیاتی که دلالت دارد بر حبط و بی‏نتیجه شدن اعمال خیر به خاطر پاره‏ای عوامل، و آیاتی که دلالت دارد بر انتقال اعمال خیر و شر اشخاص به دیگران، مانند انتقال حسنات قاتل به مقتول، و گناهان مقتول به قاتل، و آیاتی که دلالت دارد بر اینکه در بعضی توبه‏کاران گناه مبدل به ثواب می‏شود، و آیاتی دیگر که در بحث از اعمال در جلد دوم این کتاب و نیز در تفسیر آیه لیمیز الله الخبیث من الطیب گذشت.
جواب از این سؤال این است که آیات مذکور حاکم بر این دو آیه است، و بین دلیل حاکم و محکوم منافاتی نیست، مثلا آیاتی که دلالت دارد بر حبط اعمال، شخص صاحب عمل خیر را از مصادیق کسانی می‏کند که عمل خیر ندارند، و چنین کسی عمل خیر ندارد تا به حکم آیه مورد بحث آن را ببیند، و همچنین قاتلی که نگذاشت مقتول زنده بماند و عمل خیر انجام دهد، اعمال خیرش را به مقتول می‏دهند، و خودش عمل خیری ندارد تا آن را ببیند، و توبه‏کاری که گناهش مبدل به حسنه می‏شود، برای این است که گناه موافق میل او نبوده، عواملی خارجی باعث گناهکاری او شدند، و آن عوامل کار خیر، موافق طبعشان نیست، ولی چون می‏خواستند در بین مردم نیکوکار و موحد باشند، و بلکه رئیس و رهبر آنان باشند، لذا با زبان شکار حرف زدند، پس خوبیهاشان از خودشان نیست، لذا در قیامت بدیهای توبه‏کاران را به آن عوامل می‏دهند، و خوبیهای آن عوامل را به توبه‏کاران، در نتیجه توبه‏کاران گناهی ندارند تا به حکم آیه مورد بحث در قیامت آن را ببینند، و نیز عوامل شر، کار خیری ندارند، تا به حکم آیه مورد بحث آن را ببینند - دقت فرمایید. حکایتی از سوره زلزال


راوی می‌گوید:«ابو امید» را دیدم که در،هر موضع از مسجد الحرام دو رکعت نماز می‌خواند.سؤال کردم این چه کاری است؟چرا در یک جا نماز نمی‌گزاری؟
جواب داد:زیرا مکان‌هایی که در آنها نماز می‌گزارم،در قیامت برای من گواهی می‌دهند و این آیه را قرائت کرد:
«یومئذ تحدّث اخبارها؛روزی که زمین به حوادث خود خبر می‌دهد».(سوره زلزال،آیه 4)
نتیجه این که زمین،همانند نوار ضبط صوت که با چرخش خود صدا را ضبط می‌کند،صداها و اعمال و حوادث را روی خود ضبط می‌کند،تا در صحنه قیامت آنها را پخش کند؛و چه شگفت‌انگیز است آن گاه که زمین به صدا در می‌آید و اعمال را پخش می‌کند و بدکاران را آشکار و نیکوکاران را شادمان می‌کند و هر اندازه قطعات بیشتری از زمین به نفع مؤمن شهادت دهند،شادمانی بیشتری دارد.

1.تفسیر ابوالفتوحی رازی،ج 12، ص 146
 تهیه کننده  : علیرضا صادقی حسن آبادی
 




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | دوشنبه 88 اسفند 24 ساعت 9:5 صبح |

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    جلسه تجلیل از مدرسی ومربیان قرآنی
    هفته وحدت مبارکباد
    هفته وحدت اتحاد شیعه وسنی
    تشکیل جلسه مربیان دارالقرآن آبانماه 97
    چگونگی ازدواج حضرت محمد ص با حضرت خدیجه
    13 آباد چه روزی است
    اهممیت اربعین اززبان بزرگان
    [عناوین آرشیوشده]
    کد عکس

    اسلایدر

    خوش آمود گویی

    ابزار وبلاگ