سفارش تبلیغ
صبا
دارالقران الکریم جرقویه علیا
اى اسیران آز باز ایستید که گراینده دنیا را آن هنگام بیم فرا آید که بلاهاى روزگار دندان به هم ساید . مردم کار ترتیب خود را خود برانید و نفس خود را از عادتها که بدان حریص است باز گردانید [نهج البلاغه]

آشنایی با یک قرآن آموز شاعر  ورومان نویس حسن ابادی

 نام  پریسا  نام خانوادگی قنبری    تخلص  تمنا

متولد  1369  ساکن شهر حسن آباد

 دانشجوی  سال دوم کارشناسی رشته  علوم اجتماعی  

 دارای مدرک گواهینامه  دارالقرآن

 دریافت لوح  سپاس  از جشنواره  خوارزمی

 کتاب در حال چاپ  با عنوان  یک کوچه راه از بی کسی

 ----------------------------------------------------------------------------------------------

 اشعار  سروده  توسط پریسا قنبری


  دل هیچکس تنها نیست

مثل من از آه و غمت ، دل هیچکس نمیسوزد
کجاست عشق؟ که سرزمین بُلهوس نمیسوزد

در آتش عشق سوختم و دلم زنده است هنوز
عجیب است ، که قلب و دل و نفس نمیسوزد

از درد و غم و آه و جدایی گلم تو خبر داری؟
....................................

مدتی است که در غم عشق تو سوختم و اما
دانی ؟ دل کس به حال هیچ کس نمیسوزد

به جز ما که جان دادیم به پای معشوق
بدان تو دگر از غم گل خار و خس نمیسوزد

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوجوانی. 

گذشت مثل باد بهاری نوجوانی ام
طی شد نوجوانی وگذشت نیمی ز زندگانی ام

نا مهربان مباش ای دل خونین جگر
گرچه ناهمربانی بود جواب مهربانی ام

بی روی و چهره ی تو ای بهار زندگانی ام
زرد و بی رنگ است ، مثل برگ خزانی ام

تا کِی تو و روزگار با جنگ و با بدی
منه بیگناه را بر آتش کینه نشانی ام؟

بیا که کوه بیابان و سنگ صحرا هم
خنده میزنند بر عشق و بر سخت جانی ام

از وصف شیرینیه لبهایت ای بهار
در شهر شهره به شیرین زبانی ام

بدون بهارم زندگی بی حاصل است
پس نیست باد بدون بهار زندگانی

-------------------------------------------------------------------------------------------

...
روی نیکو 

نه اشکی مانده تا خامش کند آتش آن آتشین خو را
نه آهی که با منت رود پیش بهار و بگیرد دامن او را

اگر گویم که رویش مثل گل باشد ... خطا گویم
که زیبا گل ندارد چهره ی آن گل ِ رو را

چه آسوده دلی بودم که در این دنیای نا آرام
پریشان کرد احوالم تا پریشان کرد گیسو را

به دل دردی است کز درمانش آسان نیست
که با عشقش دلم دشمن بُوَد درمان و دارو را

گر اسیر عشق بودی پروانگی تو پیشه کن
جان بده در پیش رویش گر تو دیدی روی نیکو را


 




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | دوشنبه 89 خرداد 24 ساعت 12:45 صبح |

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    آداب صحیح و شرایط دعا کردن به چه صورت می باشد؟
    علت شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س)
    فعالیت دارالقرآن به روایت تصویر
    راز موفقیت انسان از دیدگاه قرآن واهل وبیت ع
    گناهی که حرمت آن بالاتر از حرمت تخریب خانه خداست!
    جلسه تجلیل از مدرسی ومربیان قرآنی
    هفته وحدت مبارکباد
    [عناوین آرشیوشده]
    کد عکس

    اسلایدر

    خوش آمود گویی

    ابزار وبلاگ