سفارش تبلیغ
صبا
دارالقران الکریم جرقویه علیا
سه چیز توان فرساست : از دست دادن دوستان، فقر در غربت و ادامه یافتن سختی . [امام علی علیه السلام]

                                                    بسمه تعالی

احتراما ضمن  تبریک  به مناسبت فرارسیدن  عید نوروز   وتقدیر وتشکر از شرکت کنند گان مسابقه وبلاگ دارالقرآن 

در این راستا برگزیدگان مسابقه شماره دو  قرآنی وبلاگ به شرح ذیل می باشند 

                  ((( تعداد شرکت کنند گان 24 نفر ، )))

1- سحر ازمددی

 2- علی محمد صادق اشتری از یزد

3- عبد الحمید شفیعی از حسن آباد جر قویه

لطفا آدرس خودرا ارسال نمایید تا جایزه مورد نظر به همان آدرس ارسال گردد با تشکر

شماره تماس مدیر وبلاگ 09133289435درصورت داشتن سوال تماس حاصل نمایید




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | یکشنبه 90 اسفند 21 ساعت 10:36 صبح |

     بسمه تعالی

     جشن سبزه ها درکلاسهای مهد القرآن الکریم وابسته به مرکز دارالقرآن الکریم  آموزش وپرورش

    خردسالان مهد هرسال در پایان سال با تهیه گل وسبزی جشنی  بنام جشن سبزه های پایگاه های خود برگزار می کنند

    آمارکلاسهای مهد دارالقرآن هشت کلاس ، آمارخردسالان 122نفر

    خردسالان رامشه

    خردسالان رامشه

     جشن مهد

     جشن مهد




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | یکشنبه 90 اسفند 21 ساعت 10:25 صبح |

    تراکت




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | شنبه 90 اسفند 20 ساعت 3:5 عصر |

    عاشورا رستاخیزى شد که در آن اوج پرواز انسان هاى مخلص و خود را به خدا فروخته و از جان و مال و زن و فرزند گذشته آشکار گشت و حسین (علیه السّلام) را تا ابد اسوه و نمونه و مفخر مکتب شهادت و سید اهل عبا و پیشواى شهداى راه حق و نجات انسانیت قرار داد.
    قالَ الله تعالى : وَ لاتَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فى سَبیلِ اللهِ اَمْواتٌ بَلْ اَحْیاءٌ وَ لکِنْ لاتَشْعُرونْ.(1)
    از اعظم قربات و اجلّ مقامات و درجات، شهادت فى سبیل الله است.
    شهادت در راه خدا، در راه اعلاى کلمة الله، در راه احیاى امرالله، در راه دفاع از دین و حدود و ثغور و نوامیس مسلمین.
    احدی الحسنیین
    شهید و شهدا، سعادتمندان و پاکبازانى هستند که در میدان جهاد فى سبیل الله از مرگ واهمه و اندیشه اى ندارند، و نصرت حق و یارى دین خداو جهاد با دشمنان خدا را فوز عظیم مى دانند. و از میان بارش باران اسلحه دشمن، خود را مظفّر و پیروز و نایل به احدى الحسنیین مى شمارند. اعلاى کلمه اسلام و بقاى دین و عزّت و شوکت مسلمین، همه از برکت فداکاریها و جانبازیهاى این رادمردان از جان گذشته است.
    در غزوات صدر اسلام، آنان که در رکاب پیامبر اعظم، صلّى الله علیه و آله و سلّم، حقّ جهاد و شجاعت و مردانگى و ایثار و اخلاص و علاقه به حق را ادا کردند، فداکارانى بودند که در رأس آنها و شخص اول آنها، فارس غزوات و لیث بى مانند غابات، قاتل سران کفر و شرک و فاتح قلاع جهل و استکبار، امیرالمؤمنین، امام على، علیه السّلام، بود که در طول تاریخ پر از فراز و نشیب اسلام، هر کجا و در هر زمان و در هر عصر و توفان و هر سختى و بلا و هجوم اعدا، خط شهید و شهادت و فرهنگ ایثار و فداکارى امت اسلام را سربلند و سرافراز نموده است.
    رستاخیز عاشورا
    خطى که قیام سیدالشهدا، رهبر آزادمردان جهان، حضرت امام حسین، علیه السّلام، و یارانش را بوجود آورد و آن رستاخیز عظیم را که تا دنیا باقى و برقرار است همچنان در برابر کفر و ظلم یزیدیان هر عصر و زمان در ستیز است، بر پاکى و واقعیت معنایى را که در این شعر است، به جهانیان نشان داد:
    لَوْلا صَوارِمِهُمْ وَ وَقْعُ نِبالِهِم لَمْ تَسْمَعِ الاْذانُ صَوْتَ مُکَبِّرِ
    رستاخیزى شد که در آن اوج پرواز انسان هاى مخلص و خود را به خدا فروخته و از جان و مال و زن و فرزند گذشته آشکار گشت. و خطاب اِنّى اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ (2) خدا، به ملائکه از نو تفسیر شد.
    و حسین، علیه السّلام، را تا ابد اسوه و نمونه و مفخر مکتب شهادت و سید اهل عبا و پیشواى شهداى راه حق و نجات انسانیت قرار داد.
     
    شهادت در راه اعتلای کلمه توحید
    قرآن کریم که برترین و شریفترین معانى جهاد و شهادت، را به مسلمانان مى آموزد، کسانى را که در این مکتب جهاد و شهادت از خود و مال و وابستگان خود در راه اعتلاى کلمه توحید و نجات بشر از ذلّت عبودیّت غیر خدا و استعباد زورگویان گذشت ندارند، به تهدید، سخت هشدار مى دهد، مى فرماید: قُلْ اِنْ کانَ آبائُکُمْ وَ اَبْنائُکُمْ وَ اَخَواتُکُمْ وَ عَشیرَتُکُمْ وَ اَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تجِارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادِها وَ مَساکِنَ تَرْضَونَهُ اُحِبُّ اِلَیْکُمْ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٌ فى سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوآ حَتّى یَأْتِىَ اللهَ بِاَمْرِهِ وَ اللهُ لا یَهْدِى الْقَوْمَ الْفاسِقینَ. (3)
    این آیه به صراحت اعلام مى کند که مسلمان باید در راه خدا و پیغمبر و جهاد در راه خدا، از هر چه در نزدش عزیز و قیمتى است چشم بپوشد، سخن حق را بگوید، صراحت لهجه داشته باشد، با اهل بدعت و گمراهی ها براى این جهات دنیایى به مسامحه و مجادله و حق پوشى عمل نکند. مى فرماید: اگر پدران شما و پسران شما و برادران شما و همسرهاى شما و خویشاوندان و عشیره شما و اموالى که ذخیره کرده و تجارتى که از کساد آن مى ترسید و خانه هایى که براى خودتان پسندیده اید، همه اینها محبوبتر باشد به سوى شما از خدا و پیغمبر خدا و جهاد در راه خدا، پس منتظر باشید خدا فرمانش و عذابش را بیاورد (و بر شما نازل کند)، از این جهت و این درک و معرفت است که مى فرماید: اَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ماتَ شهیداً (4) این معنایى است که شهید، یعنى آنکه در راه خدا به شهادت مى رسد، آن را درک مى کند و باید آن را درک کند و داشته باشد. تا اگر شهادت هم نصیبش نشد، حال و روحیه شهیدان و دوستداران جهاد و شهادت را داشته باشد.
    این معناى بزرگ و مقام ارجمندى است و با این اعلام خطر که در این آیه است همه و هر مسلمان، باید آن را در خود پرورش دهد و حقیقتاً براى اسلام و دین، همیشه آماده فداکارى به مال و جان باشد.
    جهاد امر به معروف و نهى از منکر
    و جهاد را در هر درجه اى که فراهم مى شود، هر چند به امر به معروف و نهى از منکر باشد، ترک نکند که فرمود: مَنْ تَرَکَ اِنْکارَ الْمُنْکَرَ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ وَ یَدِهِ فَهُوَ مَیِّتٌ بَیْنَ الاَْحْیاء (5)
    البته در جهاد و امر به معروف و نهى از منکر، باید ضوابط و برنامه هاى شرعى را که در فقه بیان شده رعایت نمود و احساسى و سلیقه اى عمل نکرد. امّا روحیه آمادگى براى دفاع از دین و نوامیس مسلمین باید در این حدّى که در آیه بیان شده است، همواره قوى و نیرومند باشد. تافرمان مبارک وَ اَعِدّوا لَهُمْ مَااسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّاللهِ وَ عَدُوَّکُمْ،6 اجرا شود و دشمنان همیشه از مسلمانان مرعوب و بیمناک باشند و اندیشه تجاوز به حقوق و حدود آنها را ننمایند.
    پی نوشت:
    1- بقره، 154; و کسانى را که در راه خدا کشته مى شوند، مرده نخوانید، بلکه زنده اند ولى شما نمى دانی .
    2- بقره، 30 ; من چیزى مى دانم که شما نمى دانید.
    3- توبه، 24 ; بگو اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خاندانتان و اموالى که به دست آورده اید و تجارتى که از کسادش مى ترسید، و خانه هایى که خوش دارید، در نزد شما از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش عزیزتر است، منتظر باشید تا خداوند فرمانش را به میان آورد; و خداوند نافرمانان را هدایت نمى کند.
    4- بحار، ج 23، ص 233.
    5- مفید، محمّد، المقنعه، ص 808 ؛ کسى که نهى از منکر را ترک گوید، گویى مرده اى در میان زندگان است.
    6- انفال،60. و در برابر آنان هر نیرویى که مى توانید، از جمله نگاهدارى اسبان، فراهم آورید، تا به آن وسیله دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید
    «شهادت» در تفکر اسلامی به معنای گذشتن از سرمایه جان و هستی خود در راه یک هدف و آرمان الهی است.
    در تعریف « شهادت» در اندیشه اسلامی، آن چه که اصلالت و اهمیت دارد و در واقع محقق کننده ی حقیقت مقام شهادت می باشد، همانا انگیزه و نیت و غایت آن و وجه آگاهانه و اختیاری اش می باشد.
    متفکر شهید، استاد مطهری در تعریف مفهوم شهادت و شهید چنین می فرماید:
    « مرگی شهادت است که انسان با توجه به خطرات احتمالی یا ظنی یا تعیین،فقط به خاطر هدفی مقدس و انسانی و به تعبیر قرآن، «فی سبیل الله» از آن استقبال کند.
    شهادت دورکن دارد:
    یکی این که در راه خدا و فی سبیل الله باشد؛ هدف، مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فدای هدف نماید.
    دیگر این که آگاهانه صورت گرفته باشد... شهادت به حکم این که عملی آگاهانه و اختیاری است و در راه هدفی مقدس است و از هر گونه انگیزه خودگرایانه، منزه و مبراست، تحسین برانگیز و افتخارآمیز است و عملی قهرمانانه تلقی می شود. در میان انواع مرگ میرها تنها این نوع از مرگ است که از حیات و زندگی، برتر و مقدس تر و عظیم تر و فخیم تر است... پس شهادت، قداست خود را اینجا کسب می کند که فدا کردن آگاهانه تمام هستی خود است در راه هدف مقدس... از نظر اسلام هرکس به مقام و درجه شهادت نایل آید که اسلام با معیارهای خاص خودش او را شهید بشناسد، یعنی واقعاً در راه هدف ها عالی اسلامی با انگیزه برقراری ارزش های واقعی بشری کشته بشود، به یکی از عالی ترین و راقی ترین درجات و مراتبی که یک انسان ممکن است در سیر صعودی خود نایل شود نایل می گردد.»
    شهادت را می توان کامل ترین جلوه ایثار دانست. همین وجوه ایثارگرانه و آگاهانه در رفتار شهید است که مقام وجودی او را برتری و تعالی می بخشد. حضور و سلوک و ایثار شهیدان و ایثارگران و مجاهدان، نه فقط موجب کمال فردی و ارتقاء و سعه وجودی ایشان می گردد؛ بلکه نقشی سازنده و شورآفرین و تعالی بخش و الهام دهنده  و هدایت گری برای امت و دیگر مردمان دارد و موجب تغییر و تحول و رشد در سرشت و سرنوشت جوامع و امت ها نیز می گردد
    اسلام و علی الخصوص تشیع، دین و آیین جهاد و شهادت است و مجاهدان و ایثارگران و پیکارگران در راه خدا را به لحاظ مرتبه وجودی، حتی بالاتر از اولیاءالله و برابر با «خاصه اولیاءالله» می داند. به تعبیر زیبا و رسای حضرت امیر (ع) در نهج البلاغه:
    «همانا جهاد، دری از درهای بهشت است.»
    حضرت در فرازی دیگر از نهج البلاغه، جهاد را «جامه تقوا» می نامند.
    می دانیم که شهادت نقطه اوج و مرتبه کمال سیر و صعود وجودی یک مجاهد و برترین صورت تحقق ایثار است. این گونه است که با شهادت، تقوا و ایثار و جهاد پیوند می خورند و مجاهد شهید را به درجات عالی وجودی در عالم ملکوت می رسانند.
    معارف اسلامی به ما می آموزد که در جهان پس از مرگ، باطن اعمال دنیوی افراد تجسم می یابد و دارای درجات است. بهشت نیز دارای درهای گوناگون است و بهشت مجاهدان و شهدا و دری که برای ورود شهدا به آن بهشت آماده گردیده است، دری است که خواص اولیاءالله از آن در به جوار قرب الهی نایل می گردند.
    به راستی، این از افتخارات و توفیقات بی دلیل مردم سرزمین ما است که این گونه سرشتی شهید پرور و ایثارگر دارند. ملت ایران در تجربه تاریخی حیات خود و به ویژه در سیر و سلوک عظیم تاریخی – معنوی خود در انقلاب اسلامی و سال های دفاع مقدس، نشان داده است که ملتی شهادت طلب و ایثارگر است. پیکارگران مومن، پیش برنده امواج خروشان انقلاب اسلامی و رزمندگان به خون تپیده دفاع مقدس بهترین نمونه ها و مصادیق شهادت و ایثار هستند و به جرأت می توان گفت در تاریخ معاصر جهان، هیچ مردمی را از منظر مجاهده ی فی سبیل الله و ایثارگری و شهادت طلبی، برابر و هم طراز مردم ایران نمی توان دانست و این فوز عظیم مردم ایران به یقین برخاسته از پیروزی و اعتماد قلبی ایشان نسبت به تعالیم قدسی و معارف شیعی و عشق و حب صادقانه ی آنها نسبت به اهل بیت(ع) و تمسک به ولایت آن امامان نور می باشد.
    به یک اعتبار، تمامی حیات ملت ایران در تاریخ معاصر و به ویژه در سه دهه اخیر را می توان از مصادیق ایثار و شهادت دانست و همین پتانسیل عظیم معنوی ایثارها و شهادت ها بوده است که کشور ما را در برابر انبوه بسیار گسترده و فراتر از تصور توطئه های استکباری، مصون و روئین تن کرده است و این همان حقیقتی است که سید شهیدان اهل قلم«سید مرتضی آوینی» از آن تحت عنوان «راز خون» نام می برد و آن را آشکار کننده حقایق و رمز پیروزی و توانمندی می دانست
    آیات و روایات
    «ومن یقاتل فی سبیل‌الله فیقتل او یغلب فسوف نوتیه اجرا عظیم» کسی که به دستور خدا در راه خدا با دشمن می‌جنگد (از برای آنکه ظلم و فساد را ریشه‌کن کند و دین خدا را در زمین استوار نماید، تا آنکه مستضعفین و محرومین از چنگال اهریمنان نجات یابند، هر گاه این مجاهد راه خدا) کشته شود و یا پیروز شود خداوند به او اجر و پاداش عظیم خواهد داد. (نساء، 74)
    «و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل‌الله اموات بل احیاء ولکن لا تشعرون» به کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند مرده نگویید بلکه او زنده است و جاوید. شهید مرده نیست، شما درک آن را ندارید که بفهمید. (بقره، 154)
    «و لئن قتلتم فی سبیل‌الله او متم لمغفره من‌الله و رحمه خیر مما یجمعون» اگر شما در راه خدا کشته شوید یا بمیرید هر آینه مغفرت و رحمت خدا برای شما خواهد بود (و رحمت و مغفرت خدا برای شما بهتر است) از آنچه را که در دنیا برای خود اندوخته‌اید.(آل عمران، 157(
    روایات
    «عن الصادق علیه‌السلام عن آبائه ان رسول‌الله صلی الله علیه و آل قال ثلاثه یشفعون الی الله تعالی یوم القیمه فیشفعهم الابناء ثم العلماء ثم الشهدا»
    امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش نقل می‌کند تا می‌رسد به پیغمبر اکرم که پیغمبر(ص) فرمود: روز قیامت سه دسته از مردم مورد توجه و تقرب خداوند متعال هستند و شفاعت آنها درباره‌ی دیگران پذیرفته خواهد شد و آن سه دسته عبارتند از: انبیاء، علماء و شهدا. (سفینه البحار، جلد اول، ماده شهد)
    «عن ابی بصیر قال: قال ابو عبدالله علیه السلام من قتل فی سبیل‌الله کم یعرفه الله شیئا سیاته»
    ابوبصیر از امام صادق(ع) روایت می‌کند که امام فرمود: کسی که در راه خدا کشته شود خداوند سیئات و گناهان که کرده است مواخذه و مجازات نخواهد کرد. (وسائل الشیعه، ج11، کتاب الجهاد مع العدو، باب 1، حدیث 19)
    «قال امیرالمومنین علیه‌السلام ان الله فرض الجهاد و عظمه و جعله نصره و ناصره و الله ما صلحت دنیا و لا دین الا به»
    علی (ع) فرمود: خدا بر بندگانش واجب کرد جهاد را و آن را بزرگ داشت و وعده نصرت و پیروزی را برای دین و دنیای مردم در سایه جهاد قرار داد. به خدا سوگند کارهای دنیا و آخرت اصلاح نمی‌شود مگر در سایه‌ی جهاد و پیکار با دشمن. پس باید با دشمن جنگید و استقامت و پایداری در راه نابودی دشمن وجود داشته باشد تا فتح و پیروزی نصیب مسلمانان شود. (وسائل الشیعه، ج‌11، کتاب الجهاد مع‌العدو، باب 1، حدیث 15)
    «عن ابی عبدالله علیه‌السلام قال: رسول‌الله صلی الله علیه و اله الخیر کله فی السیف و تحت ظل السیف و لا یقیم الناس الا سیف مقالیه الجنه و النار»
    امام صادق (ع) از پیغمبر اکرم(ص) فرمود: تمام خوبی‌ها و ارزش‌ها در شمشیر و زیر سایه‌ی شمشیر است که مردان جنایتکار و آلوده را سر جایشان می‌نشاند و ریشه‌ی فتنه و فساد را قطع می‌کند. مسلمین و مجرومین جهان هرگز نخواهند آرامش و آسایش داشته باشند مگر آن که شمشیرها را در راه عدالت و قطع ریشه‌ی کفر به کار برند و این سلاح‌ها و شمشیرها هستند که کلیدهای دوزخ و بهشتند اگر در راه خدا و سعادت بشر به کار افتند. در سایه‌ی همین شمشیرها و سلاح‌ها بهشت برای زندگی جامعه فراهم می‌شود و اگر در راه بدبختی و بیچارگی و به استثمار کشیدن توده‌ی مردم مجروم و مستضعف به کار افتد همین سلاح‌ها و شمشیرها انسان را به بردگی و غلامی می‌کشد و سرانجام انسان را به دوزخ می‌افکند. (وسائل الشیعه، ج 11، کتاب الجهاد مع العدو، باب 1، حدیث 1)
    «عن النبی صلی‌الله علیه و آله و سلم فی فضل الفزاء فی سبیل‌الله و قال اذا زال الشهید عن فرسه بطغته او ضربه لم یصل الی الارض حتی بعث الله زوجته  من الحور العین فتبشره بما اعدالله له من الکرامه فاذا وصل الی الارض تقول مرحبا بالروح الطیبه التی اخرجت من البدن الطیب ابشر فان لک ما لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر»
    پیغمبر اکرم (ص) درباره‌ی ثواب مبارزین راه خدا فرمود: وقتی که مجاهد فی‌سبیل‌الله بر اثر تیر دشمن از اسب بر زمین افتد، هنوز پیکر پاکش نقش بر زمین نشده که خداوند متعال فرشته‌ای را به استقبال روحش می‌فرستد و او را به بهشت و نعمت‌ها و کرامت‌هایی که برایش مهیا شده است بشارت می‌دهد. وقتی که پیکر پاکش نقش بر زمین شد فرشته الهی به او می‌گوید آفرین بر تو ای روح پاک که از بدن پاک خارج شدی، برای تو مقام و منزلتی است که هرگز چشمی آن را ندیده و گوشی آن را نشنیده و به قلب کسی خطور نکرده است. (سفینه البحار، جلد1، ماده شهد، خصال شیخ‌صدوق، ص‌156، حدیث 196)            فاطمه شفیعی غلامرضا




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | شنبه 90 اسفند 20 ساعت 9:27 صبح |

                                                                                  بسم الله الرحمن الرحیم
    مطالبی در مورد دلایل عظمت عید نوروز از دید روایات
    مؤید گفته ما است حدیث معلّى است از امام صادق علیه السّلام که نوروز همان روزیست که پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم براى أمیر المؤمنین علیه السّلام در غدیر خم بیعت گرفت و اقرار بولایت او کردند، و خوشا بر آنکه بدان ثابت ماند، واى بر آنکه آن را بشکند، و روزیست که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله على علیه السّلام را بوادى جن فرستاد تا از آنها پیمان ستد، و روزیست که باهل نهروان پیروز شد و ذو الثدیة را کشت، و روزیست که قائم ما خاندان ظهور کند با کارگزاران و خدایش بدجّال پیروز گرداند و او را بر کناسه کوفه بدار زند، هیچ نوروزى نیاید جز آنکه ما در آن توقع فرج داریم، زیرا آن از روزهاى ما است که فرسش نگهداشتند و شما آن را گم کردید سپس یک پیغمبر از بنى اسرائیل از پروردگارش خواست مردمى را که بیرون شده بودند از خانه‏شان و هزارها بودند و خدا آنها را میرانید زنده نماید و خدا بدو وحى کرد که آب بر آنها بریزد، و در این روز بر آنها آب ریخت و زنده شدند، 30 هزار کس بودند، و آب پاشیدن در این روز سنت ثابتى شد و سببش را جز پایداران در علم ندانند، و آن نخست روز سال فرس است، معلى گوید آن را بمن دیکته کرد و من نوشتم‏ (کتاب السماء و العالم بحار ج‏3 102 )

    *****
    عید نوروز را چرا عید میگویند؟
    یکى از پیغمبران بنام ازقیل بوادى رسید که اهل آن همگى مرده بودند از قیل عرض کرد خداوندا اینها را چگونه زنده خواهى نمود امر شد که مقدارى آب بر روى خاکهاى آنها بریز و بخواه تا زنده شوند ازقیل مقدارى آب ریخت و از خداوند تقاضاى اعاده آنها را بحیات و زندگانى نمود فورا همگى زنده شدند و بین سى سال تا هفتاد سال مجدّدا زندگى نمودند یعنى از سى سال کمتر و از هفتاد سال بیشتر بود و این قضیّه در روز اوّل فروردین یعنى روز اوّل بهار واقع شده باین واسطه روز اوّل فروردین را عید میگویند و کلمه عید مأخوذ از عود و اعاده است. الفین-ترجمه وجدانى 999
    *****
    و باز از معلّى است که بامداد نوروز نزد امام صادق علیه السّلام رفتم، فرمود: اى معلّى امروز را میشناسى؟ گفتم: نه، ولى عجمش بزرگ داشتند و بدان تبرک جستند فرمود: نه هرگز، بکعبه‏اى که در درّه مکّه است عظمت این روز براى امرى است دیرین که آن را برایت شرح دهم تا بدانى، گفتم: این آموختن از زندگى جاوید نزد من دوست‏تر است، خدا دشمنانتان را نابود سازد، فرمود: اى معلّى نوروز همان روزیست که خدا پیمان ستد از بنده‏ها که او را بپرستند بیگانگى، بى‏شریک (تا آخر خبر طولانى) که گذشت، و گفته گواه چندى در این حدیث وجود دارد که نوروز همان اول حمل است. کتاب السماء و العالم بحار، ج‏3، ص: 103

     




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | پنج شنبه 90 اسفند 18 ساعت 8:59 صبح |

    1. «داستان معراج پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و اله ـ » در کدام سوره بیان شده است؟
    2. نام کدام پیامبر بیشتر از دیگر پیامبران در قرآن ذکر شده است؟
    3. کدام پیامبر به پیامبر بت‌شکن معروف بود و کفار نیز او را به آتش انداختند ولی به خواست خداوند سالم بیرون آمد؟
    4. «ماجرای ولادت حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » در کدامیک از سوره‌ها بیان شده است؟
    5. صفت کدامیک از پیامبران «ذبیح الله» است؟
    6. کدام پیامبر مردگان را زنده می‌کرد و نابینایان را نیز شفا می‌داد؟
    7. کدام پیامبر مدتی در شکم ماهی زندگی کرد؟
    8. چه تعداد از سوره‌های قرآن به نام پیامبران است؟
    9. پیامبری که قومش به لجاجت و بهانه‌گیری شهرت داشتند چه نام داشت؟
    10. کدام پیامبر به سفر آسمانی رفت؟
    11. فرزندان کدامیک از پیامبران به بنی اسرائیل معروف هستند؟
    12. کدام پیامبر نجار بود و کشتی ساخت؟
    13. نام چند پیامبر را ذکر کنید که اسم‌شان با حرف «ی» شروع می‌شود؟
    14. داستان حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ و بلقیس در کدام سوره بیان شده است؟
    15. کدامیک از پیامبران هم اکنون زنده است؟
    16. کدامیک از پیامبران لقب «دوست خدا» را داشت؟
    17. کدامیک از پیامبران به خاطر حمایت از عفت و حجاب به شهادت رسید؟
    18. چه تعداد از پیامبران نامشان در قرآن آمده است؟
    19. کدام پیامبر بدون پدر و مادر بدنیا آمد؟
    20. در قرآن کریم از چند پیامبر به عنوان «اسوه حسنه» نام برده شده است؟
    21. چه تعداد از پیامبران اولوالعزم نامشان در قرآن ذکر شده است؟
    22. کدام پیامبر اولین شخصی بود که به آسمان صعود کرد؟
    23. نام گرامی رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ چند بار در قرآن آمده است؟
    24. کدامیک از پیامبران در سن پیری صاحب فرزند شد؟
    25. کدام پیامبر عمویش کافر بود؟
    26. کدامیک از پیامبران آمدن یکی دیگر از پیامبران را بشارت داد؟
    27. نام کدام پیامبر کمتر از دیگر پیامبر در قرآن ذکرد شده است؟
    28. کدام پیامبر مدتی شغلش چوپانی بود؟
    29. قرآن کریم از داستان کدام پیامبر به عنوان «احسن القصص» (بهترین داستان‌ها) یاد کرده است؟
    30. نام چه تعداد از جنگ‌های پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و اله و صلم ـ در قرآن ذکر و یا به آن‌ها اشاره شده است؟
    31. کدام پیامبر بدون پدر به دنیا آمده است؟‌
    32. دو تن از پیامبرانی که نامشان در قرآن ذکر شده و تا آخر عمر ازدواج نکرده‌اند را نام ببرید؟
    33. کدام پیامبر بود که با حیوانات سخن می‌گفت و سخنان آنان را نیز می‌شنید؟
    34. کدام پیامبر را در کودکی برادرانش به چاه انداختند؟
    35. کدام پیامبر بود که پسرش از فرمان او سرپیچی نمود و غرق شد؟
    36. کدام پیامبر برای عمویش استغفار کرد؟
    37. کدامیک از پیامبران یکی از مردمان سرزمین خود را کشت؟
    38. کدام پیامبر به «هم‌سخن خدا» ملقب بود؟
    39. نام «16 پیامبر» در یکی از سوره‌های قرآن ذکر شده نام آن سوره چیست؟
    40. کدام پیامبر مورد تمسخر قومش قرار گرفت؟
    41. سوره‌هایی که به «پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ » منسوبند کدامند؟
    42. کدام پیامبر به «شیخ الانبیاء» معروف است؟
    43. نام چند پیامبر با حرف «الف» شروع می‌شود؟
    44. کدام پیامبر زره می‌بافت؟
    45. در زمان کدام پیامبر «طبابت و علوم پزشکی» رواج داشت؟
    46. کدام پیامبر به «ذوالنون» معروف است؟
    47. حضرت هود ـ علیه السلام ـ بر کدام قوم مبعوث شده؟
    48. کدام پیامبران با هم نسبت برادری داشتند؟
    49. لقب کدامیک از پیامبران «حبیب الله» است؟
    50. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ هنگام تلاوت کدام آیه می‌گریست؟
    51. کدام پیامبر به «روح الله» معروف است؟
    52. پیامبرانی که با هم نسبت پدر و پسری داشتند را نام ببرید؟ 53. کدام پیامبر به «صفوة الله« مشهور است؟ 54. داستان خواب صد ساله حضرت عزیز ـ علیه السلام ـ در کدام سوره قرآن بیان شده است؟ 55. در زمان کدام پیامبر سحر و جادو رایج بود؟
    56. کدام پیامبر از گل پرنده ساخت؟ 57. نام «پیامبران اولوالعزم» هرکدام چند بار در قرآن آمده است؟ 58. داستان برخورد حضرت موسی ـ علیه السلام ـ با دختر حضرت شعیب ـ علیه السلام ـ در کدام سوره بیان شده است؟ 59. کدام پیامبر در عالم رؤیا دید که یازده ستاره و خورشید و ماه او را سجده می‌کنند؟ 60. کدام پیامبر نخستین شخصی بود که «بسم الله الرحمن الرحیم» نوشت؟ 61. کدامیک از پیامبران «دوازده پسر» داشت؟
    62. چند پیامبر نام ببرید که «هم عصر» بودند؟ 63. کدام پیامبر «تبردار» بود؟ 64. کدام پیامبر اولوالعزم «داماد حضرت شعیب ـ علیه السلام ـ » بود؟ 65. دو تن از پیامبرانی که نامشان در قرآن آمده با هم «پسر خاله« بودند آن دو پیامبر را نام ببرید؟ 66. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ هنگام هجرت از مکه به مدینه در کدام غار پنهان شد؟ 67. پیامبر قوم سبأ که بود؟
    68. کدام پیامبر بر قوم ثمود مبعوث شد؟ 69. کدام پیامبر نمونه «صبر و شکیبایی» است؟ 70. داستان کدام پیامبر بیشتر از دیگر داستان‌ها در قرآن بیان شده است؟ 71. داستان «شکستن بت‌ها توسط حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ » در کدام سوره قرآن بیان شده است؟ 72. کتاب حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ چه نام دارد؟
    73. «تورات» کتاب کدام پیامبر است؟ 74. کتاب حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ چه بود؟ 75. معجزه حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ چه‌ بود؟ 76. زبور کتاب کدام پیامبر است؟ 77. پیامبرانی که بیش از یک زن داشتند را نام ببرید؟ 78. کدام پیامبر الوالعزم بود که زن نداشت؟ 79. عمر کدام پیامبر بیش از همه پیامبران است؟ 80. کدام پیامبر به «خلیل الله» معروف است؟‌ 81. «معجزه حضرت موسی ـ علیه السلام ـ » چه بود؟ 82. نخستین پیامبر اولوالعزم چه نام داشت؟ 83. مهمترین معجزة حضرت محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ چه بود؟ 84. خداوند متعال به کدام پیامبر «علم نجوم و حساب و هیأت» آموخت؟ 85. کدام پیامبر «جد اول» رسول اکرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ بود؟ 86. کدام پیامبر نخستین شخصی بود که «خط نوشت و لباس دوخت» ؟ 87. بشارت آمدن پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ توسط حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در کدام سوره بیان شده‎است؟ 88. «سرگذشت حضرت نوح ـ علیه السلام ـ » در کدام سوره بیان شده است؟ 89. نام اصلی کدامیک از پیامبران «عبدالغفار» است؟
    90. «اول المؤمنین» صفت کدام پیامبر است؟ 91. حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در «کدام کوه» مناجات می‌کرد؟ 92. نام کتاب حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ «انجیل» چند بار در قرآن ذکر شده است؟ 93. کدامیک از پیامبران «کفالت حضرت مریم» را بر عهده داشت؟ 94. دو تن از پیامبرانی که به «ساختن کعبه» همت گماردند چه نام دارند؟




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | سه شنبه 90 اسفند 16 ساعت 3:12 عصر |

    چرا قهر می‌کنیم؟
    فردی که قهر می‌کند هدفی دارد و در واقع با قطع ارتباط می‌خواهد مطلب خود را به اطرافیان یا به فرد مقابل بیان کند. بعضیها بیشتر از بقیه قهر می‌کنند و برخی افراد هرگز علاقه‌ای به قهر ندارند. بطور کلی هدفی که در این رابطه مورد نظر فرد است معمولا برای بیان یک ناراحتی یا یک هیجان منفی است. فرد می خواهد به طرف مقابل بگوید که ناراحت است، یا می‌خواهد کاری کند رفتار او را تغییر دهد و ... . در هر حال قهر کردن به صورت یک وسیله و یک مکانیزم در آمده است که در مواقع ناراحتی از فرد سر می‌زند. یک روش تخلیه ناراحتی است که در واقع چنین کاری را نیز انجام می‌دهد و فقط فرد به این روش عادت کرده است و معمولا قبل از اینکه فکر بهتری به ذهنش برسد که در آن لحظه فایده بهتری داشته باشد به این روش اقدام می‌کند.

    برخی‌ها این روش را از دوران کودکی یاد گرفته‌اند. ممکن است کودک با مشاهده رفتار اطرافیان و بویژه والدین در مواقع ناراحتی از یک فرد دیگر رفتار آنها را الگو برداری کند. چنین کودکی یاد می‌گیرد پیام خود را با قطع ارتباط بیان کند و به روشی غیر از گفتار کلامی مفهوم ناراحتی خود را به اطرافیان برساند. بطور کلی این روش چه در کودکی یاد گرفته شده باشد و چه در بزرگسالی فرقی نمی‌کند. فرد از یک شیوه نادرست برای تنظیم رفتار خود استفاده می‌کند و در واقع نمی‌تواند به روش مناسبتری مطلب خود را بگوید، یا از خود دفاع کند.

    چرا آشتی می‌کنیم؟
    انسان یک موجود اجتماعی است. وجود وابسته به شبکه اجتماعی است که در آن قرار می‌گیرد و شاید بدون آنکه متوجه باشد چنین وابستگی در او وجود دارد. در واقع بهتر است بگوئیم یک نیاز، انسان به برقراری روابط با دیگران نیازمند است. چنین نیازی نه تنها یک نیاز جسمی بلکه عمیقا یک نیاز روانی است. بنابراین دور ماندن از چنین روابطی برای وی فوق‌العاده دشوار است، مگر افرادی که به اختلالاتی دچارند که دوری از روابط اجتماعی را ترجیح می‌دهند. بر این اساس ماندن در وضعیت قهر برای افراد دشوار است. بویژه اینکه در یک سوی قهر معمولا افرادی قرار داند که به نحوی از لحاظ عاطفی برای فرد دارای اهمیت هستند، مثل قهر دو دوست یا قهر زن و شوهر.

    بنابراین بازگشت به وضعیت قبلی و تمایل به آن معمولا وجود دارد، حتی در مواردی که افراد با توجه به ویژگیهای شخصیتی خود به نوعی فقدان چنین تمایلی را نشان می‌دهند. ممکن است شدت ناراحتی از طرف مقابل به قدری زیاد باشد که فرد کاملا از برقراری رابطه مجدد ، به عبارتی آشتی خوداری کند و حتی دلایل و توجیهات منطقی برای آن داشته باشد. ولی جمله ای کاش این اتفاق نمی‌افتاد... به شکلهای مختلف در ذهن افراد وجود دارد. برخی افراد بیشتر از بقیه نیاز روانی و عاطفی خود به روابط با دیگران احساس می‌کنند.

    این چنین افرادی هر چند یاد گرفته باشند از روش قهر به عنوان یک روش برای بیان ناراحتی استفاده کنند، اما بزودی تمایل به بازگشت در آنها بوجود می‌آید. برخی افراد به صورت خودکار در حالت هیجانی به این روش اقدام می کنند، اما بعد از مدتی که هیجاناتشان فروکش کرده و قدرت منطق نمو بیشتری یافته ، متوجه مسائلی می‌شوند که تمایل به بازگشت در آنها را بوجود می‌آورد. برخی از افراد دیگر به نظر کینه‌ای تر هستند و شاید به نظر برسد هرگز نمی‌توانند فرد مقابل را ببخشند، حتی به قیمت تحمل ناراحتیهای حاصل از قطع روابط و ... .

    بهتر از قهر و آشتی
    افرادی که در قهر می‌مانند افرادی هستند که شیوه مناسب ابراز وجود ، دفاع از خود ، قاطعیت و جرات وزری را یاد نگرفته اند، نمی‌توانند هیجانات خود را بخوبی کنترل کنند و مانع از دخالت آنها در تصمیمهای منطقی شان شوند، قدرت چشمپوشی و بخشیدن دیگران را ندارند و یا غرور کاذبی برای خود ایجاد کرده‌اند و ... .

    در هر حال هم خود قهر و هم عواملی که به ایجاد و تداوم آن مربوط می‌شوند استرس‌زا هستند. افکار منفی آزاد دهنده در حالت قهر شدیدا فعال می‌شوند. فرد در حال قهر بیشتر از حالتهای عادی به ویژگیها ، گفتار و رفتار منفی فرد مقابل توجه می‌کند، در حالی که در حالت برقراری دوستی این دسته از افکار بسیار کاهش می‌یابند. بر این اساس قهر و آشتیهای مداوم آزار دهنده و بهم ریزنده شرایط آرام زندگی هستند که می‌توان روشهای مناسبتر و ایده‌آل‌تری بجای آنها جایگزین کرد تا فرد بتواند با جرأت ورزی بیشتری در شرایط استرس‌زا حاضر شود، بتواند از خود دفاع کند و با حفظ دوستی و صلح به حل مشکل و اختلاف بوجود آمده مبادرت کنند.

    چنین روابطی از پایایی بیشتری برخوردار هستند، آرامش فرد را تداوم می‌بخشند و از همه مهمتر راه اندازی افکار منفی که بسیار آسیب رسان برای افراد و برای روابط او هستند جلوگیری می‌کنند. فرد بهتر است با کنکاشی در خود ، علت اساسی تمایل با استفاده از ابراز بهتر را در خود پیدا کند و به رفع آن اقدام نماید. شیوه‌های جرات ورزی را یاد بگیرد، شیوه‌های کسب آرامش را یاد بگیرد و از بروز افزایش اضطراب و دیگر هیجانات منفی خود جلوگیری کند. به این ترتیب سیستم منطقی فرد نیز فعالتر شده و می‌تواند استدلال درستی داشته باشد و تصمیمهای درستی اتخاذ کند.

    قهر تربیتی
    گاهی اوقات والدین برای کاهش رفتار نامناسب در خود از ابزار قهر استفاده می‌کنند. و به عبارتی می‌خواهند به این روش ناراحتی را از رفتار کودک بیان کنند و آنرا بهتر از شیوه‌های تنبیه بدنی و ... می‌دانند. در هر حال استفاده از این ابزار نیز برای تربیت کودک می‌تواند هم مفید و هم مضر باشد. استفاده مکرر از این ابزار و برای هر رفتار جزئی و کلی به کودک یاد خواهد داد که از قهر برای بیان ناراحتی خود استفاده کند و از طرف دیگر در صورت تداوم استفاده از قهر ، تأثیر گذاری خود را از دست خواهد داد و دیگر به عنوان شیوه تربیتی مناسب نخواهد بود.

    استفاده از قهر می‌تواند مفید باشد، در صورتی که مدت زمان آن بسیار کوتاه و با توجه به سن کودک تنظیم شود. برای خردسالان ، یک قهر 4 - 3 دقیقه‌ای مناسب خواهد بود و معمولا توصیه می‌شود از قهرهای طولانی با کودکان و نوجوانان جدا خودداری شود و دفعات آن مکرر و زیانبار نباشد




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | یکشنبه 90 اسفند 14 ساعت 3:28 عصر |
       1   2   3   4   5   >>   >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    جلسه تجلیل از مدرسی ومربیان قرآنی
    هفته وحدت مبارکباد
    هفته وحدت اتحاد شیعه وسنی
    تشکیل جلسه مربیان دارالقرآن آبانماه 97
    چگونگی ازدواج حضرت محمد ص با حضرت خدیجه
    13 آباد چه روزی است
    اهممیت اربعین اززبان بزرگان
    [عناوین آرشیوشده]
    کد عکس

    اسلایدر

    خوش آمود گویی

    ابزار وبلاگ